![]() |
||
|
چندماه پیش دوستم یه فیلم وحشتناک آورده بود که با هم نگاه کنیم.
داستان، یه دختری بود که یه آدمخوار گازش می گیره و اونم آدمخوار می شه و می ره توی مجتمعی که زندگی می کرده و همه رو گاز می گیره و بقیه هم آدمخوار می شن و می رن سراغ بقیه... توی هر خونه ای که می رفتن، در و پنجره ها قفل می شد و دیگه هیچ راه فراری باقی نمی موند.افرادی که سالم موندن، همه می رن توی پارکینگ ساختمون و با ماشینا سنگر درست می کنن.چوب و اسلحه (از یه جایی!) می یارن و تقسیم می کنن و خلاصه با یه اتحاد قوی انسانی، شروع می کنن به مقابله با آدمخوارا. و البته شکست می خورن و همه آدم خوار می شن! این فیلم یکی از مسخره ترین فیلمای عمرم بود که دیدم.به نظر وقتی یه گروه آدم اینطور دست به دست هم می دن و برای نجات جونشون می جنگن، به کمک اتحادشون و عقلشون باید یه راهی پیدا کنن.اما توی این فیلم هیچکدوم از اینا جواب نداد.این یعنی آدم هرکاری بکنه شکست می خوره! معمولا اینجور فیلما، نیروی آدم رو نشون می دن.اما این چی بود معلوم نبود.(در ضمن اصلا وحشتناک هم نبود). حالا داستان این "اغما" ست. نتیجه ای که من از این فیلم گرفتم (نیازی نیست وایسیم تموم شه!) اینه که همه بنده ی شیطانیم مگر اینکه پشت صحنه با کارگردان حرف زده باشیم. راستی یه چیز دیگه هم هست که من اگر اینقدری به این فکر کرده بودم، بدون فکر یه ذره درس می خوندم، سال دیگه صنعتی شریف، برق، جولون می دادم! (گیرم کنکور هنر می خوام شرکت کنم!) |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:35 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من متولد سال 69 هستم.ماه شير و خورشيد.
دلم ميخواد اينجا جايي باشه كه هميشه دلم خواسته داشته باشم.جايي براي نوشتههام. |
| پیوندهای روزانه |
|
گزارش من در مجله ی زیگ زاگ جایزه رو بده بیاد ! عشق ها بی دلیل می آیند تولد یک زندگی 300 the movie اولين سرود ملي ايران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|