تبليغاتX
دختر خورشيد - وقتي خورشيد قرمز مي‌شود
 

چند روزه چندتا خانم جلوي مدرسه‌مون وايسادن و وقتي تعطيل مي‌شيم تذكر حجاب مي‌دن.مي‌گن از دادگستري هستن و حكم قيچي دارن.بار اول كه يكي‌شون بهم تذكر داد منم مقنعه‌م رو كشيدم جلوتر ولي دست بردار نبود!هي مي‌گفت جلوتر..جلوتر..بخدا خوشكلتر مي‌شي بكش جلوتر!آخرش حرصمو درآورد.گفتم نمي‌خوام خوشكل شم.نگام مي‌كنن تو خيابون!...
اون روز تمام مسير تا خونه رو به خودم مي‌گفتم چرا كشيدي جلو؟چه فرقي با زمان شاه داريم؟اون موقع به زور چادر از سر زنا مي‌كشيدن و حالا به زور چادر سرشون مي‌كنن.بذار يكي از اينا رو پيدا كنم بهش مي‌گم به خودم مربوطه.اگر جرات داري قيچي كن...با همين فكر و خيالا همه‌ي مسير رو پياده برگشتم كه شايد يكي از اينا رو ببينم و بهم تذكر بده.اونوقت بهش ميگم فلان و بهمان...ولي به كسي برنخوردم.
فرداش كه تعطيل شديم من از دست دوستام فرار كرده بودم براي همينم به دو از مدرسه پريدم بيرون كه يكي از خانوما بهم تذكر داد.منم سريع مقنعه‌م رو كشيدم جلو و در رفتم كه يه وقت دوستام بهم نرسن...تو تاكسي به خودم مي‌گفتم امروز عجله داشتم.وايسا ۴شنبه امكان نداره به حرفشون گوش بدم.تصميم گرفتم برم حموم.موهام رو مدل بزنم و بذارم بيرون.حالا پس فردا منتظرم يكي بهم گير بده...

دارم با خودم فكر ميكنم كه پس فردا ميشه...بهم تذكر ميدن و من باز مقنعه‌م رو مي‌كشم جلو...از ترس نيست.من برام مهم نيست كه ببرنم اماكن يا هر آشغالدوني كه خودشون توش كار مي‌كنن...عميقا اعتقاد دارم بايد جلوي زور وايساد.حتي اگه يه نفر باشي.همينه كه همه به خودشون جرات ميدن تو كار مردم دخالت كنن.توي امور شخصيشون وارد بشن و نظر بدن و حتي به جاي آدم تصميم بگيرن...حاضرم جلوشون وايسم،حتي موهامو قيچي كنن و ببرنم...اما حسي بهم ميگه هيچكدوم از اين اتفاقا نمي‌افته.چون من روم نميشه...نه اينكه روم نشه جلوي دوستام درگير بشم،نه.من روم نميشه جلوي خود آشغالشون وايسم...
و مشكل همين جاست.توي زندگي عادي مهم نيست كه تو كي باشي،حتي جونم رو بخواي من به تو نه نمي‌گم!هميشه همين طوره.هيچ وقت نميتونم اون چيزي رو كه مي‌خوام بيان كنم.و هركاري رو كه بقيه ازم بخوان(اغلب برخلاف ميلم)مي‌پذيرم.حالا با اين شرايط مي‌خوام فعاليت سياسي-اجتماعي هم بكنم!!!
اين عادتم حسابي برام دردسر شده...ترجيح ميدم برم زير ماشين تا به يكي نه بگم...درحاليكه خودم هيچ وقت از نه شنيدن كسي ناراحت نميشم(در حالت عادي) و روم هم نميشه يه بار ديگه خواسته‌م رو تكرار كنم.

هيچ همچين مشكلي براي شما پيش اومده؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 19:29  توسط بهاره |