![]() |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:6 توسط بهاره |
|
|
خب...بالاخره کار اونور تموم شد.
هنوز دارم باهاش سر و کله می زنم البته ! سخته خب...از یه محیط ساده، پریدم تو یه مشت منو و دکمه و دم و دستگاه ! به زودی نوشته ها رو منتقل می کنم. آدرس جدید من:
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 19:48 توسط بهاره |
|
|
من خیلی عجله ای خداحافظی کردم و کار سایتم با آرامش تمام داره پیش می ره !
و نکته ش این جاست که از وقتی قرار شده ننویسم تا نقل مکان کنم، حسابی نوشتنم می یاد ! و خب تصمیم گرفتم خیلی به خودم سخت نگیرم و بیام چندخطی سیاه کنم. یکبار دیگه اینجا چیزی نوشتم که منتشر نکرده، حذفش کردم.کاملا عصبانی بودم.از اون وقتایی که خیلی سریع نتیجه گیری می کنی و تصمیم می گیری و سر راهت همه ی پل ها هم خراب می کنی ! چون دیگه به نظرت این موقع ها عقل کلی و معتقدی بزرگترین آدم ها، مهم ترین تصمیماشون رو این جور مواقع گرفتن و بنابراین پشیمونی در کار نیست. ولی الان کاملا آرومم و همه چیز همون طوری که می خوام داره پیش می ره. به هرحال الان حالم کاملا خوبه.نسبت به خودمون احساس خوشحالی می کنم.و فکر می کنم همه چیز عالی پیش رفته و روز به روز بهتر می شه.فقط شاید نه اونجوری که من فکر می کردم.ولی مهم اینه که بهتر می شه... لعنتی می دونم یه بار شنیدن صداش کافیه تا همه ی این عقل و منطق از سرم بپره و دوباره بشم همون مجنون مونث ! ولی خب حالم خوبه ! فکر می کنم قرار نیست یه روز در میون بگم چقدر پرم از نفرت ! و روز بعد از عشق ! و چون این روزها حالم فقط بین این دو حالت عوض می شه، ترجیح می دم به این حس کاذب نوشتن غلبه کنم.فقط روزهایی مثل امروز رو که تعادل دارم ثبت می کنم ! عاشقم عاشق ! می فهمی؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:34 توسط بهاره |
|
|
اولین پست سال جدید رو می خوام با شگفتی و تعجب از اتفاق چند روز گذشته شروع کنم.
و اون به صفر رسیدن آمار بازدیدهای اینجاست !! واقعا نگران بازدید کننده های اینجا شدم ! دو روزه فک می کنم نکنه بلایی سرشون اومده...؟! از وقتی که کامنتدونی اینجا رو بستم، آمارم سیر صعودی داشته.و لینکم خیلی جاها اضافه شده.اکثرا وبلاگ هایی که خیلی دوست داشتم. وقتی آمار اینجا رو چک می کردم، معمولا شهرهای کشورهای مختلف رو، یک نفر در نظر می گرفتم. این بلاگرولینگ هم که هیچ وقت خدا درست حسابی کار نمی کرد...اما واقعا هیچوقت اینقدر هم تاثیر نمی ذاشت! یعنی من نمی دونم اثر پینگ نشدن نوشته ی آخر اینجا، تا این حده ؟!!!! می خواستم یه خبر دیگه هم بدم.حالا اینجا رو که کسی نمی خونه دیگه چه اهمیتی داره! تو رو خدا مواظب خودتون باشین ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 15:23 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من متولد سال 69 هستم.ماه شير و خورشيد.
دلم ميخواد اينجا جايي باشه كه هميشه دلم خواسته داشته باشم.جايي براي نوشتههام. |
| پیوندهای روزانه |
|
گزارش من در مجله ی زیگ زاگ جایزه رو بده بیاد ! عشق ها بی دلیل می آیند تولد یک زندگی 300 the movie اولين سرود ملي ايران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|